صدای واقعیت چکه چکه می چکد.........
تفکر،نیاز،تحقیق
قطره ی سیزدهم: با بودن پیامبر دیگر چه نیازی به امام است؟ -اولاً پیامبر اسلام فقط 23 سال در میان مردم بود و فرصت کافی برای باز کردن تمام ابعاد دین نداشتند. ثانیاً از خداوند حکیم بعید است که 124 هزار پیامبر بفرستد تا جهان را آماده ی ظهور آخرین پیامبر و آخرین دین کند ولی بعد از ارائه ی دین به مردم ،مردم و دین را به حال خود رها کند و هیچ حافظی برای دین نوپا نفرستد.(در ضمن بعضی از جاها مثل مکه و طائف در سال آخر عمر رسول اکرم فتح شد.در اینصورت این همه آدم که مسلمان شده اند و خیلی زود پیشوای خود را از دست داده اند چطور باید به اسلام عمل کنند و یا حتی اسلام را بشناسند.آیا این مسئله که خدا اینها را به حال خود رها کند با عدل خدا در تضاد نیست؟!) از کجا معلوم که خداوند امیر المومنین (ع) را به عنوان امام و حافظ دین معرفی کرده؟ - این موضوع را هم می توان از احادیث و روایات ثابت کرد و هم از قرآن.طبق روایات رسیده پیامبر بارها و بارها قبل از رحلتشان این موضوع را مطرح کرده اند و یکی از مهمترین این روایات ،واقعه ی غدیر خم بود که پیامبر امیرالمومنین را به عنوان اولین پیشوای دین اسلام معرفی نمودند. از قرآن چطور می توان این موضوع را درک کرد؟ ...................................................................................................................................... تشنگی بهش فشار اٌورده بود....بدجوری هم اٌورده بود........گرمای هوا هم خوب کمک تشنگی می کرد...این روزا حال و هواش با روزای دیگه فرق داشت............بدجوری هم فرق داشت....نا نداشت که سرش رو صاف نگه داره،پس به دیوار پشتیش تکیه دادش.الان حدود 20 روز بود که روزی 14 ساعت چیزی نمی خورد.......... «بدرستی که در این ماه درهای بهشت گشاده است پس بخواهید از پروردگار خود که بر روی شما نبندد و بدرستی که در این ماه درهای جهنم بسته است پس بخواهید از پروردگار خود که بر روی شما نگشاید و شیاطین را در این ماه غل و زنجیر کرده اند پس بخواهید از خدا که ایشانرا بر شما مسلط نگرداند»...... این جمله ها تو سرش چه غوغایی که نکرده بود.....زنجیر،شیطان،فرصت،غفلت،رحمت..چند بار با لبای خشکیده اش تکرار کرد......نگاهش رو چرخوند روی دیوار کنجی سمت راستش و ادامه داد..دوست ندارم جز اون بعضی هاباشم.بعضی ها که شیطون رو هم درس می دن.....بعضی ها که که این ماه هم نقیضشون نیست......نکنه.....نکنه من جز اون بعضی ها باشم....بیخودی با گلوی خشکیده روز رو تموم کنم!!.... «پس ای عزیز مبادا بیرون رود ماه رمضان و گناهان تو باقی مانده باشد در هنگامیکه روزه داران مزدهای خود را بگیرند و تو از جمله محرومان و زیانکاران باشی.....» رد پای قرمز خورشید داشت دوباره پیدا می شد....هنوز یکی دو ساعتی به افطار مونده بود........ صدای تکرار به خوبی شنیده می شد........... قطره ی دوازدهم تا اینجا پیش رفتیم که چرا بعد از پیامبر اسلام دیگر پیامبری نیامد؟!! در زمان رسول اکرم (ص) عقل بشر به حدی رسیده بود که بتواند کاملترین دین را دریافت کند،به همین علت خدا کاملترین دین را به بشر عرضه کرد و بعد از آن بر نبوت مهر خاتمیت زد. خب چرا خداوند از ابتدای خلقت عقل بشر را به این حد نرسانیده بود تا از همان اول دین کامل بر انسانها عرضه شود و این همه پیامبر نیایند و بروند؟ سیر جهان هستی به سمت تکامل است و انسان هم جزیی از جهان هستی است،پس باید به سمت تکامل برود. یعنی انسان دیگر در حال تکامل نیست که دیگر دینی نمی آید؟ چرا.ولی تو به حرف من دقت نکردی.من گفتم عقل بشر به حدی رسیده بود که بتواند دین کامل را دریافت کند.نگفتم که انسان کامل شد.دین کامل آمد برای انسانهایی که قرار است به وسیله ی آن تکامل پیدا کنند. اصلا چه نیازی بود که یک انسان، پیامبر باشد؟مثلا اگر یک فرشته پیامبر خدا می شد که بهتر بود! نه بهتر نبود.اگر یه فرشته پیامبر بود و به تو می گفت دروغ نگو،غیبت نکن،مالت رو از راه حلال در بیاور و ......تو به اون نمی گفتی :تو که خودت این کارا رو انجام نمی دی،چطور انتظار داری که من انجام دهم؟به او نمی گفتی اگر انسان بودی می فهمیدی که چقدر انجام این کارا سخت است. چرا! پس خدا انسانی را از جنس من و تو راهنمای ما قرار داد تا قبل از اینکه به ما بگوید که چکار کنیم یا چکار نکنیم،خودش اونها رو انجام دهد تا ما ببینیم که این دستورات قابل اجراست. (*به نظرمون اینکه پیامبر فرمودند که من بشری مثل شما هستم بزرگترین دلخوشی و روزنه ی امید برامون ه.نمی دونیم ولی آدم با بعضی جمله ها یا حتی کلمات دلش خیلی قرص و پر از امید میشه!) حالا تو این فرضیه ای که تو گفتی یه مسئله ای وجود دارد و آن اینکه آن بلد راه چطور راه را بلد شده؟ دو حالت وجود داره:اول اینکه خودش راه درست رو پیدا کرده و خودش ،خودش رو به عنوان بلد راه معرفی کرده و دوم اینکه سازنده راه،راه را به او نشان داده و او خودش را با علائمی از طرف سازنده راه به تو معرفی می کند. در حالت اول از کجا معلوم که آن بلد راه راست بگوید و قصدش از راهنمایی تو هدایت تو است نه گمراه کردن تو.چطور می توانی به او اعتماد کنی در حالی که او هم انسانی است مثل تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در حال دوم هم که در واقع بلد راه همان پیامبر است و اگر این راه را انتخاب کنی پس نبوت را پذیرفته ای. به فروردین ما فرخندگی بخش نه زمستانی بش تا بلرزانی و نه تابستانی باش تا بسوزانی،بهاری باش تا برویانی. سال نو را همراه با یک سبد پر از گل های همیشه بهار تبریک می گوییم. به امید موفقیت های روزافزون This article is based on “the best friend”. We’re too keen on about this & hope it would be useful. Everybody can remember meeting their best friend for the first time very clearly, but we’d rather write about “who’s the best friend?” There are many tips in our religion about this topic. Those are absolutely fascinating .according to the religion’s direction “the best friend” is a person who reminds u to God. This person will be like a mirror, tells us a good-behavior or bad- behavior & is extremely kind. So she/he might be a classmate, flatmate, husband, neighbor &……, against our thinking. There’s sth wrong with our choice. We need to examine the problems in our friendship quite carefully. The best friend is great fun, but keeping the close friendship is unbelievably important. Follow these simple steps &carry on your relationship: · Friendship needs nurturing & taking care of & keeping the channels of communication open. · Listen to your friend from your mind as well as from your heart & see how quickly you make friends. · Don’t stare at your friend, when she/he is talking. Look, no matter what’s your age, we always need a friend. Actually, Best friends are not made in one day. They should be remembered forever. ............................................................................ پ.ن:کار متن کاملا مال مهندسان داخلی ه.کپی ،پیسی نیستااااااااااااا.دیگه ما که رومون به دیواره.از کمی و کاستیش خیلی معذوریم.

| Design By : Night Skin |


